ورود     | ثبت نام
Skip Navigation Links
صفحه اصلی
درباره استانExpand درباره استان
حوزه تبريزExpand حوزه تبريز
معرفي هنرمندانExpand معرفي هنرمندان
گالري تصاويرExpand گالري تصاوير
منابع محتواییExpand منابع محتوایی
تولیدات
اطلاع رسانیExpand اطلاع رسانی
تاریخ انتشار  :  09:12 صبح ۱۳۹۶/۵/۱۰
تعداد بازدید  :  342
Print
   
نقد مجموعه داستان خوش به حال هیچ کس نوشته حسین عباس زاده

بعد از خواندن مجموعه داستان خوش به حال هیچ کس بر خود فرض دانستم که هر چند کوتاه و گذرا و کلی در مورد هر آنچه که بعد از خواندن این مجموعه ذهنم را مشغول کرده با نویسنده این کتاب سخنی داشته باشم .
 این مجموعه دارای ده داستان می باشد که با داستان یک صندلی راک شروع و با داستان صدایی که تو را برد ، خاتمه می یابد . نمیدانم سوالاتی که بعد خواندن این داستان مرا به فکر وا داشته است تمامی مخاطبان خود را درگیر کرده است یا نه ؟ سوالات درباره همان مسائلی است که در این داستان ها خود نمایی می کنند و کشف آنها کار زیاد مشکلی نیست و نویسنده به سادگی و صراحت به بیان آنها پرداخته است .
یکی از ویژگی های مهم و منحصر بفرد داستان های این مجموعه زبان و جزئی نگری می باشد . می توان گفت که هر ده داستان این مجموعه با زبانی ساده و روان نوشته شده است و با اتمام یک داستان و شروع داستانی دیگر زبان و یا لحن هیچ تغییری نمی کند و در همه داستان ها ثابت است . جزئی نگری های به کار رفته در این داستان ها یکی از نقاط قوت این مجموعه می باشد که باعث خلق تصاویری زیبا شده است و مخاطب با تصاویری که در ذهن خود ایجاد می شود رو به رو است نه فقط با یک روایت خشک و خالی از تصاویر . ولی در بعضی از قسمت ها همین جزئی نگری پا را کمی از دایره اعتدال بیرون گذاشته و به افراط تبدیل شده و باعث ذکر مسائل بی اهمیتی شده است که حذف آنها تهدیدی برای داستان نمی باشد ولی وجود آنها باعث بلندتر شدن مطلب می شود ( مثلا داستان دقیقه های بی نفس صفحه 120 و همچنین داستان صدایی که تو را برد صفحه151 ) . در بعضی جاها گفتگو های بلند هم به چشم می خورد که به نظر می رسد کوتاه بودن آنها به زیبایی داستان ها خواهد افزود تا بلند بودنشان .
به غیر از زبان و  گفتگوها موارد دیگری وجود دارد که تقریبا در تمامی داستانها به چشم میخورد که به طور خلاصه به هرکدام اشاره ای خواهم کرد . یکی از این موارد موضوع ، محتوا یا درون مایه این مجموعه داستان است که هر کدام به نوبه خود به نوعی از تنهایی ، حسرت ، بی وفایی و خیانت و نا امیدی سخن می گویند . مثلا در داستان اول شاهد این هستیم که شخصیت داستان با جمع آوری اشیاء قدیمی خود را مشغول می کند و تمامی دلخوشی او اشیاء قدیمی است . در این داستان شخصیت پیرمرد در گذشته خود به دام افتاده است ، و عمو سلیم هم که او را همراهی می کند فقط گذشته خود برای پیرمرد بازگو میکند و ما علنا شاهد تنهایی پیرمرد در داستان هستیم . خیانت در داستان یک زمستان وارونه به اوج خود میرسد . در داستان خالی از همه کس تنهایی تمام وجود زن را فرا گرفته است و بوی خیانت از سوی شوهرش را استشمام میکند . در داستان دختری از سرزمین دور پسر حسرت یک عشق را در دل می پروراند . در دقیقه های بی نفس زن تنها درون خانه چپیده است و مرد به فکر بهاره دختری است که فکر می کند شاهزاده رویاهایش را پیدا کرده است . و دست آخر داستان صدایی که تو را برد از بی وفایی حرف به میان می آورد که چنان ضربه محکمی به شخصیت داستان وارد کرده است که حاضر نیست طرف حساب خودش را ببخشد حتی زمانی که او مرده است . بنابراین جای هیچ شکی نیست که تمامی داستانها با هم ارتباط موضوعی دارند . حتی بعضی از داستانها بیشتر از آنچه که فکرش را می کنیم به هم نزدیک هستند ، مثلا داستان های دختری از سرزمین دور و من او و استاد هر دو در دانشگاه و بین دو دانشجوی دختر و پسر اتفاق می افتد و سرانجام هر دو داستان با محوریت عشق به یک جا ختم می شود .
یکی دیگر از نقاط اشتراک این داستانها که در بیشتر آنها تکرار شده و جلب توجه میکند اشاره به سیگار و دودی است که از سیگار بلند می شود . برای این مورد میتوانم اشاره کنم به داستان یک صندلی راک صفحه 9 و همچنین داستان شروع یک پایان صفحه 29 ، زمستان وارونه صفحات 86 ، 87 و 88 دقیقه های بی نفس صفحات 125 ، 130 و 132 .
آسمان ، ابر و ستاره هم از دیگر مواردی است که در بیشتر داستان ها به آنها اشاره شده است مانند صفحه 40 در داستان شروع یک پایان ، صفحه 64 در داستان بی بی هاجر خندید ، رویای یک سرباز پشت میله ، دختری از سرزمین دور صفحه 114 . من او و استاد صفحه 83
شاید این سوال برای نویسنده ایجاد شود که چرا باید مواردی چون سیگار  و آسمان و ابر برای یک مخاطب اینهمه پر رنگ به نظر بیاید درحالی که نیازی به مطرح کردن آنها نبود . ولی همانطور که قبلا هم اشاره کردم شاید این کار توسط نویسنده به طور ناخواسته صورت گرفته باشد ولی به هر حال تصاویر مشابهی که در داستان های متفاوت گاها عین هم تکرار می شوند باعث جلب توجه مخاطب میشوند . این اتفاق در داستان های دیگر نویسندگان شاید نادر نباشد ولی انعکاس یک تصویر در داستان های مختلف احتمالا عمدی را به دنبال داشته باشد .
 به جرات میتوان گفت که مهمترین نقطه مشترک بین داستانهای این مجموعه زنان هستند که در تمامی داستانها حضور دارند . در این مجموعه داستان زنان بیشتر از مردان عامل خیانت و بی وفایی هستند . در واقع شخصیت های مرد حاضر در این مجموعه داستان مظلوم واقع شده اند ، ولی در برخی از داستان ها این سنت شکسته می شود و مرد عامل خیانت معرفی می شود ولی حتی این سنت شکنی هم توان این را ندارد که نقش منفی زنان در این مجموعه را کم رنگ جلوه دهند . در این مورد خاص نیازی به آوردن مثال نمی باشد ولی برای روشن تر شدن مسئله اشاره کوتاهی می کنیم به برخی از موارد موجود در داستان ها .
در داستان یک صندلی راک پیرمرد که شخصیت اصلی داستان محسوب می شود هیچ وقت برای خود زنی اختیار نکرده است و به نظر می رسد که دید مناسبی به زنان ندارد و به جای ازدواج با یک زن تنهایی اختیار می کند و عمو سلیم هم با اینکه پشت سر زن فوت کرده اش ذکر خیر می کند ولی از چاق بودن او حرف می زند و شاید به نوعی او را مورد تمسخر قرار می دهد ( یک صندلی راک صفحه 11 ) .
در داستان شروع یک پایان فاطی تهرونی عامل توضیع مواد مخدر معرفی می شود و همچنین با پوشش و رفتاری که دارد باعث تحریک جنسی قاسم که پسر نوجوانی است هم می شود .
در داستان رویای یک سرباز پشت میله یدی شبنم دختر مورد علاقه اش را که ظاهرا چاق هم بوده به گلابی تشبیه می کند و ابر های گرد معلق در آسمان را هم همانند شبنم می داند .
در داستان من او و استاد در عین نا باوری مهشید استاد را به پسری که عاشقش شده بود ترجیح می هد و همچنین با دوستان خود در مورد شرطی صحبت می کند که باعث نگرانی پسر می شود .
در داستان خالی از همه کس زن مورد بی مهری و بی اعتنایی همسر خود قرار می گیرد .
دختری از سرزمین دور هر چند واقعی هم نباشد حسرت را در دل پسر می گذارد .
در دقیقه های بی نفس مرد ادعا می کند که زنش بوی عجیبی می دهد . این بو هر بوی باشد مسلما بوی خوبی نیست چون باعث می شود مرد چشمش دنبال دیگری باشد .
در داستان صدایی که تو را برد دختر بدون اطلاع قبلی پسر را تنها می گذارد و قبل از رفتن با گفتن دیالوگی معروف از یک بازیگر در فیلم به پسر می فهماند که زیبایی او متعلق به همه است نه یک نفر ! این جمله به این معنی است که دختر دوست دارد زیبایی هایش را در اختیار همه بگذارد .
با توجه به محتوای داستان ها متوجه می شویم که زنان در این مجموعه داستان از وجهه مناسبی برخوردار نیستند . بنابراین نویسنده بنابه گفته خودش در صفحه یک این کتاب با تقدیم کردن همین مجموعه به همسرش خود عامل تناقضی شدید شده است که به احتمال قریب به یقین این کار وی با فکر انجام گرفته است و از این کار هدف مشخصی دارد و هدفش صرفا تقدیم کردن این مجموعه به همسر خود و اظهار علاقه نسبت به وی نمی باشد . شاید نویسنده با اینکار سعی کرده است به موارد اشاره شده در داستانهایش سرپوش بگذارد و یا اینکه خواسته حرف هایی را که توانایی به زبان آوردنش را در جامعه و در زندگی روز مره خود را نداشته بطور  غیر مستقیم و از طریق داستانهایش به همسر و یا به بخشی از زنان جامعه خود القا کند . شاید نظر دادن درباره صفه اول کتاب کار درستی نباشد ولی به خاطر اینکه به نظر می رسد بین صفحه اول و داستان های این مجموعه ارتباط معناداری وجود دارد ناخواسته مخاطب را وادار میکند هر آنچه را که به فکر خطور می کند و احساس میشود که نابجا هم نباشد را مطرح کند .
شخصیت محور بودن این داستان ها یکی دیگر از ویژه گی های این مجموعه است . در اکثر این داستان ها نویسنده بیشتر روی شخصیت های داستان و توصیف فضا و مکان کار کرده است و مخاطب منتظر اتفاق داستانی نیست ولی با این حال توانسته است با حس تعلیقی که ایجاد می کند مخاطب را مجذوب خود نماید . روی هم رفته تمامی داستان ها تقریبا هم سطح بوده و به جز در یک یا دو مورد از داستانها همگی آنها در یک سطح قرار دارند .
با تشکر و قدردانی از زحمات جناب آقای حسین عباس زاده نویسنده مجموعه داستان خوش به حال هیچ کس .
یک صندلی راک :
این داستان داستان پیرمردی تنها و مجرد است که علاقه زیادی به جمع آوری اشیاء قدیمی دارد . می توان گفت حسی که بعد از خواندن این داستان به مخاطب دست می دهد احساس تنهایی است . پیرمردی که عمو سلیم او را همراهی می کند هم از گذشته های خود حکایت می کند و عملا در این داستان هیچ اثری از آینده و امید داشتن به آن به چشم نمی خورد . از نقاط قوت این داستان می توان به خلق تصاویر بسیار زیبا اشاره کرد .
شروع یک پایان :
در این داستان شاهد مردی هستیم که با دستان خودش بدون آنکه بفهمد در حال کندن گور پسرش می باشد . مردی که پسر نوجوانش را برای خرید مواد مخدر راهی میکند . بیگانه ها در این داستان جایگاه خاص خود را دارند و شاید باعث بر هم خوردن تعادل زندگی در آن منطقه شده اند . چون از اشغال گورستان گرفته تا فروش مواد مخدر همگی را بیگانه ها بر عهده دارند . حتی سگی را که به قاسم حمله می کند هم شاید نماد و نشانه بیگانه ها دانست . بین داستان های این مجموعه بهترین شروع را داستان شروع یک پایان به خودش اختصاص داده است . همچنین شاشیدن قاسم به داخل قبر و وجود جوجه تیغی در داستان هم تفاسیر خاص خودشان را دارند که به خاطر طولانی شدن مطلب از بازگویی آنها خودداری می کنیم .
رویای یک سرباز پشت میله :
در این داستان شخصی به نام یدی رویای دختری چاق و شبیه گلابی به نام شبنم رعنایی را در فکر خود می پروراند و در همه حال و همه جا فکر شبنم از سرش بیرون نمی رود . ظاهرا شخصیت یدی از سلامت کامل عقلی برخوردار نمی باشد و به خاطر بلایی که بر سر سربازی آورده باید در دادگاه محاکمه شود . فامیلی شبنم هم که رعنایی است با توصیفاتی که یدی از او ارائه میکند به هیچ وجه باهم همخوانی ندارد .
وقتی بی بی هاجر خندید :
این داستان زندگی پیرزنی را روایت می کند که هر روز توی کوچه کنار دیواری کج که هر آن امکان فرو ریختش وجود دارد می نشیند و گویا منتظر کسی می ماند که فکر می کند روزی بر می گردد پیرزنی تنها و چپق به دست که سگی او را همراهی می کند و از او جدا نمی شود . پیرزن چشمانش را تا زمانی که مرگ به سراغش بیاید به ته کوچه دوخته و منتظر می ماند ولی کسی را که منتظرش بود هیچ وقت نمی آید .

یک زمستان وارونه :
این داستان روایت مردی است که زنش زهرا با چشمان خودش شاهد خیانت و همخوابگی شوهرش با یک زن دیگر در غیاب او بوده است . وقتی زهرا زن دیگری را در خانه خود و درون بستر خودش و در کنار شوهرش مشاهده می کند کنترول خود را از دست داده و بی اختیار نوزاد خود را به زمین می اندازد که این اتفاق باعث مرگ نوزاد می شود . در اثر همین حادثه تلخ زهرا از لحاظ روحی به هم ریخته و شاید بتوان گفت که دچار بیماری روحی شده است .
خالی از همه کس :
این داستان داستان زنی است که دچار روزمره گی شده و بی محلی های شوهر و تنهایی دراز مدت در خانه او را دچار افسردگی کرده است . در این داستان مرد برای اینکه بتواند زنش را از تنهایی و یک نواختی در بیاورد برای او حیوانی خانگی به نام همستر میخرد که ظاهرا هیچ فرقی به حال زن نمی کند و در این میان زن به رفتارهای شوهر خود مشکوک می شود و در نهایت خیانت های احتمالی او را نادیده گرفته و به زندگی خنثی و راکد خود ادامه می دهد .
دختری از سرزمین دور :
در این داستان پسر از عشقی سخن می گوید که گویا رویایی بیش نبوده است و هرگز چنین اتفاقی نیافتاده و دختری که عاشقش بوده است وجود خارجی نداشته . به نظر میرسد زاویه دید در این داستان دوم شخص باشد و از همین جهت کمی با دیگر داستانها فرق دارد . واقعی بودن عشقی که در این داستان روایت شده غیر قابل باور است چون هیچ دلیلی برای واقعی بودن چنین اتفاقی در این داستان وجود ندارد .
دقیقه های بی نفس :
این روایت داستان مردی است که گاوش می زاید ولی گوساله ای که به دنیا آمده زنده نمی ماند . مردی که به دور از چشم همسرش با دختری به نام بهار قرار می گذارد یعنی گاوش میزاید ولی گوساله زنده نمی ماند همانگونه که بهار از دستش می رود و در آخر داستان مجبور می شود دوباره به سوی همسرش برگردد همان زنی که ادعا می کرد بو میدهد و شاید هم زن سعی دارد با ایجاد تنوع در زندگی مرد را به خودش جذب کند . از نشانه های این تنوع می توان به لباس های جدید زن و عطر تازه ای که استفاده می کند و همچنین پیشقدم شدن زن برای رفع نیازهای جنسی مرد اشاره کرد .

صدایی که تو را برد :
قصه عشقی نافرجام است . قصه پسری که تنها یک دختر در زندگی او وجود دارد و آن دختر همان کسی است که فکر میکند زیبایی او متعلق به همه است و نه یک نفر ! پسری که دوست دارد فقط یک نفر را داشته باشد و دختری که دوست دارد متعلق به همه باشد . این داستان به بهترین صورت نوشته شده است چون شخصیت های داستان با تفاوت های فکری بسیاری که با هم داشتند به هیچ عنوان نمی توانستند در کنار هم قرار بگیرند . در پایان این داستان این فکر ما را مشغول می کند که این دختر کجا رفته بود که طی این همه سال هیچ اثری از او نبود ؟ و داستان هم به گونه ای نوشته نشده است که ما نیازی به این سوال نداشته باشیم . در هر صورت این سوال بر ما عارض می شود که این زن چرا رفت و کجا رفت برای همین باید جواب خود را در داستان پیدا کنیم در غیر اینصورت داستان پا در هوا می ماند . شاید تلاش نویسنده بر این بوده است که این داستان پایان باز داشته باشد ولی این مسئله دلیل بر پایان باز بودن این داستان نیست .
آزیتا صبوری


نظر شما
نام
ایمیل
متن نظر
  ارسال

 
تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه به حوزه هنری تعلق دارد | نقشه سايت